تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

داستان " میوه ی نوبرانه "

    داستان " میوه ی نوبرانه "

    داستان

    یخچال خانه ی ما را که باز کنی اگر خالی از هر چیزی هم که باشد محال ممکن است که سیب در آن پیدا نکنی.

    انگار محکوممان کردند به سیب خوردن ، یا رسم است هرروز سیب بخوریم ، هرچند تنها مادرم پایبند این رسم عجیب است چون اعتقاد داردسیب برای پوست مفید است.

     

    امروز هم کیسه ی دو کیلویی سیب روی کابینت مثل پتک روی سرم فرود آمد و شکایت کردم:

    "ای بابا.. بازم سیب خریدی که مامان.اینهمه میوه ی خوب!"


    یک لحظه به نظرم سیب ها مظلوم آمدند.

    چرا این حرف را زدم آنها که کاری به من نداشتند آرامو ساکت توی کیسه شان نشسته بودند... حتی آنقدر دلم برای سیب ها سوخت که یکی را برداشتم خوردم تا فکر نکنند میوه بدی هستند یا خیلی ازشان بدم می اید.

    اخر اصلا تقصیر سیب ها نبود.

    اگر سیب ها هم مثله گوجه سبز میوه نوبرانه بودند و مارا منتظر میگذاشتند شاید حالا کمی بیشتر مورد توجه قرار میگرفتند و ما بی صبرانه منتظر رسیدن فصل سیب می ماندیم و بعد آنرا با ذوق چندین برابر قیمت حالا میخریدیم و چقدر هم راضی و خوشحال بودیم.


    برای همین هم به نظرم بعضی آدم ها شبیه سیب هستند.همیشه درکنارمان می مانند و در هر شرایط کمکمان میکنند.

    کافیست اراده کنیم تا پیشمان باشند. وجودشان پر از خاصیت است و هزار بلا و مصیبت را از جانمان دور میکنند. اما مثل همان سیب به چشم نمی ایند. قدرشان را نمیدانیم.


    حالا در عوض قدر آن آدمهایی را میدانیم که هر از گاه وارد زندگیمان میشوند و میروند.

    مثل توت فرنگی. هیچ خاصیتی هم ندارند. مزه هایشان هم آبکی شده و طعمی ندارند. بعد آن سیب کیلو دوتومنی باوفا و پرخاصیت را میفروشیم به آن توت فرنگی بی خاصیت آبکی که هیچوقت نیست و تازه با قیمت کیلو چهل تومن برایش سرو دست هم میشکنیم.


    حیف که سیب زا هرکار کنی سیب است و یاد نمیگیرد نوبرانه بودن را ، کم بودن را ، گران و دست نیافتنی بودن را ، بد و بی خاصیت بودن را و همیشه خوب نبودن را.


    واقعا که بعضی آدمها همان سیب هستند و سیب را جان به جانش هم کنی سیب است.

     براستی که آدمها اصلا جنبه محبت زیادی.. ماندن زیادی.. عشق زیادی .. و هرچیز زیادی دیگر را ندارند. هیچوقت در زندگی مثل سیب در دسترس نباش. نوبرانه بودن را باد بگیر تا عزیز باشی.

     

    داستان

    پست شماره  359

    این مطلب تا کنون 88 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 6 تير 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : میوه ,نوبرانه ,ندارند ,حالا ,خاصیت ,نوبرانه بودن ,داستان میوه ,
    داستان " میوه ی نوبرانه "

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 3 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55472
  • تعداد مطالب :149180
  • بازدید امروز :578960
  • بازدید داخلی :48800
  • کاربران حاضر :224
  • رباتهای جستجوگر:603
  • همه حاضرین :827

تگ های برتر